18آذر
-
تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 0:04
فقط همین که گلایه ای نمیکنم از این همه کار واین همه خستگی (البته بصورت آشکارا) ...یعنی میتونم بگم فقط امروز تونستم ساعت 1ونیم تمومش کنم! چندوقته هی درگیر اینم که رادیات واحدو بدم عوض کنن .ولی نه مستاجرو میشه پیدا کرد نه تعمیرکارو...رادیات اتاق چکه میکنه !منم گفتم بهتر سریع بدم عوضش کنن.یکی از پسرا...
24آذر
-
تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 0:04
چندوقتی بود هوای آفتابی رو داشتیم تجربه میکردیم .البته سرد بودها ولی آفتاب میزد هر روز.کارها هم طبق معمول بیشتر از همیشه.دارم سعی میکنم که کارامو کامل انجام بدم و گله ای نکنم.بهرحاال خداروشاکر باشم که صبح که از خواب بیدار میشم ، یه هدفی دارم که باید بلندشم و زود اماده شم و برم سراغش..دیروز گفتم آخر...
25آذر
-
تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 0:04
برفی که دیشب باریده بود حسابی آبکی بودوصبح راحت تونستم با ماشین برم.رییس درگیر جشن وکادوی یلدای عروسش بود .دیگه وقتی قراره خودش خرج کنه باید خودشم نظارت داشته باشه.یه هندونه داده بود تزیین کنن.فک کنم چون جشن نگرفته بودن خاستن که یه مقدار باشکوه تر باشه .خداسلامتشون کنه.اینکه خرج و مخارج یه زندگی جدی...