16بهمن

ساخت وبلاگ

چند روزی هست که زده به سرم برم وان .یه تور گردشی هست که 5شنبه صبح حرکت میکنه  و 22 بهمن برمیگردن.نهایتش برای تعهد کاریم 5 شنبه و شنبه که بین التعطیلین هستش مرخصی میگیرم!!راستش دلم میخاد ولی احتمالا یا پول خرج کردن برام سخته !(که بعید میدونم) یا اینکه نمیدونم چه مرگمه که پامو از خونه بیرون نمیتونم بذارم.البته یه مسئله ای هم هستش که من نمیتونم توی اتوبوس بشینم چون دل پیچه میگیرمو روده و معده بهم میریزه.یه قرصایی هم هستا .ولی باز زیاد مساعد نمیشم .سه ساعت ونیم راهه تا وان. احتمالا نرفتنم زیاده.باخودم گفتم اتاق یه تخته میگیرم 500 تومن.یه 500 تایی هم باید خرج کنم چون تا برگردم چمدونو باز کنم همه چشمشون به سوغاتی سفره...چندوقته هی خودمو به آرامش دعوت میکنم .صدقه میدم .لال میشم .میبینم این رییس فلان فلان شده ام نمیدونم دنبال چه بهونه ای میگرده.فقط میره رو اعصاب. دیروز بعد خدافظی زنگیده میگه ببین خانم فلانی چی میگه !برگرد!!گفتم چی؟ گفتش بزنگ ببین چی میگه؟! مرتیکه خر.. طراح گرفته 2 صفحه مطلب بزنه که همش اگهی میتایپیم براش میفرستیم...ماهی600 تا حقوقشه.اونم  از ساعت 11 میاد تا نهایت 2ونیم ..یا 3 . 6ساله دارم براش کار میکنم 5شنبه و شنبه هم همون ساعت 2 تا2ونیم میکشه .ماهی700 تا بهم میده..تازه دوقورت ونیمشم باقیه.ببین چیکار داره برگرد!!!تف به گووورت سرصبحی ....دختره معلوم نیست چی تو گوشش وزوز کرده آدم شده.طراحی که بلد نیست جدول طراحی شده تو ایندیزاینو بندازه تو وورد!!.بلد نیستم تموم شد! هزار جور حمالی ازم میکشه حساب کتاباشم من میکنم ،زر اضافی هم میزنه برای من...رو اعصابم بره میرم میشینه خونه.وسلام علیکم ورحمه اله  برکاته

...
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : شنبه 21 بهمن 1396 ساعت: 8:56